دانلود مقاله فارسی خرید هاست دایرکت ادمین vps آلمان خريد هاست دایرکت ادمین ارزان سرور اختصاصي هلند خرید وی پی اس خريد هاست سی پنل سفارش موشن گرافیک

مصاحبه با ناهید مسلمی بازیگر شهرزاد و همچنین دخترش

مصاحبه با ناهید مسلمی بازیگر شهرزاد و همچنین دخترش

|مصاحبه با ناهید مسلمی بازیگر شهرزاد و همچنین دخترش از شیروژان|

خبرهای جدید جنجالی هالیوود:

ناهید مسلمی بازیگر سریال شهرزاد

ناهید مسلمی بازیگر خوب کشورمان می باشد. ناهید مسلمی یکی از قدیمی های صحنه تاتر می باشد. او از سن کم عاشق آن رشته بوده می باشد. همانطور که می دانید او در سریال نقش شهرزاد هم بازی کرده او دایه امید پسر قباد بود. اوسریال های خوب غیره ای هم بازی کرده می باشد ولی در تاتر خیلی زیاد خانم مسلمی درخشان تر خواهند بود.

 

ناهید مسلمی از پرورش‌یافتگان تئاتر بعد از انقلاب می باشد، او که کار حرفه‌ای‌اش را با تیم آناهیتا اسکوئی‌ها آغاز و همچنین با بهزاد فراهانی جهت اولین بار به صحنه رفت، یکی از بهترین بازیگران جدید زن در دهه‌های اخیر می است و خواهد بود.او در سال شمسی‌های اخیر بارها توانمندی خود را در عرصه هنر دیدن کردن و نمایش به اثبات رسانده می باشد.

 

از کارهای مهم بازیگری مسلمی می‌قدرت به: “مریم و همچنین مرداویج”(بهزاد فراهانی) تهران، تئاتر شهرستان، تالار اصلی؛ ۱۳۶۵ “مده‌آ”(قطب‌الدین صادقی) تهران، تئاتر شهرستان، تالار چهارسو؛ ۱۳۶۷ “آه خواهرم مده‌آ”(مسعود سمیعی) تهران، تئاتر شهرستان، تالار قشقایی؛ ۱۳۶۹ “سیمرغ”(قطب‌الدین صادقی) تهران، تئاتر شهرستان، تالار اصلی؛ ۱۳۶۹،”دختری از آسمان”(پرویز شیخ‌زاده) ۱۳۷۶ “زندان زنان”(منیژه حکمت) ۱۳۷۹ “تصفیه‌حساب”(تهمینه میلانی) ۱۳۸۵ “می‌ترسم، پس دروغ می‌گویم”(تهمینه میلانی) و همچنین سریال بازی: “پایان بازی”(بهمن زرین‌پور)۱۳۸۵ “بیداری”(بهرام عظیم پور) شبکه ۳؛ ۱۳۸۶ “پرانتز باز”(کیومرث پوراحمد)۱۳۸۸ اشاره کرد.

 

گفتگو با ناهید مسلمی

من در یک خانواده‌ای پهناور و بزرگ شدم که پدرم خوشبختانه آدم روشنی بود و همچنین دخترهایش را محدود نمی‌کرد. حالا شاید نسبت به شناختی که به ما دو تا دخترش داشت بود. به خاطر همین من در آن هم ابتدای زندگی‌ام با ادبیات آشنا شدم. خیلی دلم می‌خواست رشته علوم انسانی و همچنین ادبیات را انتخاب کنم ولی با طرز فکری که آن هم دوران پدر و همچنین مادرها داشتند می‌گفتند در صورتی که ادبیات بخوانی تنها و فقط معلم می‌شوی. پدرم خیلی دوست داشت ما پزشک شویم به خاطر همین من رشته طبیعی خواندم ولی از آن هم کودکی کتاب‌های صمد بهرنگی و همچنین محمود حکومت‌آبادی و همچنین نمایشنامه و همچنین رمانهایشان را می‌خواندم خیلی به شعر علاقه‌مند بودم و همچنین هنگام و زمانی که وارد دانشگاه شدم رشته‌ام زبان و همچنین ادبیات انگلیسی بود چرا که پدرم خیلی به زبان علاقه‌مند بود جهت همین همراه با کارهای مدرسه زبان هم می‌خواندم در دانشکده موقعیتی پیش آمد که ما یک کار تئاتر بکنیم . “دیکته و همچنین زاویه” غلامحسین ساعدی را کار کردیم کارگردان ما بهرام دهقان پسر جوانی بود؛ پسر اسقف اعظم کلیسای خاورمیانه که متاسفانه در زمان انقلاب او را ترور کردند. آن اولین کار تئاتری من بود.

 

آن اتفاق چه سالی افتاد که اولین تجربه تئاتری تو شد؟
سال شمسی ۵۷ که کمی آزادی به وجود آمد و همچنین من فهمیدم که تئاتر چقدر دوست داشتنی و جذاب می باشد. قبلا تنها و فقط نمایشنامه خوانده بودم بعد از آن هم رکن‌الدین خسروی که من اصلا ایشان را نمی‌شناختم کار ما را دید و همچنین گفت در صورتی که می‌خواهید بیائید در اداره تئاتر در کلاس‌های من شرکت کنید. من پیش از آن هم هیچ آشنایی با تئاتر نداشتم ولی شانس آن را داشتم که “جنایت و همچنین مکافات” علی رفیعی را در سالن اصلی تئاتر شهرستان دیدم و همچنین همین روش “مردن و مرگ یزدگرد” بهرام بیضایی. هنگام و زمانی که به اداره تئاتر رفتم آقای خسروی با ما چند جلسه تمرین کرد ولی در آن هم زمان شرایط در ایران خیلی بد بود مشکلاتی پیش آمد که خسروی نتوانستند کلاس‌هایش را ادامه دهند و همچنین همه چیز آن هم جا کات شد ولی من دائما مترصد تئاتر کار کردن بودم و همچنین از آنجا که خیلی آدم خجالتی بودم می‌خواستم شیرجه بروم توی آن بحث و داستان خجالتم و همچنین جهت همین به دنبال جایی می‌گشتم که بروم تئاتر را ادامه بدهم و همچنین تنها جایی که بود آناهیتا بود که آقای مصطفی اسکویی آن هم‌جا را می‌چرخاند.

 

یعنی آن می می شود حدود سال شمسی ۵۸؟
من سال شمسی ۶۲ به آناهیتا رفتم سه سال شمسی آنجا بودم. آقای زنده‌یاد مهدی فتحی استاد گفتن ما بود آقای ناصر حسینی آنجا بود، بهزاد فراهانی، بیوک میرزایی کاظم هژیر آزاد و همچنین….

 

از خانم‌ها بگوئید.
تنها و فقط مریم کاظمی هم کلاس من بود ولی قدیمی‌ترها شکوه نجم آبادی و همچنین خیلی‌های دیگر بودند خانم ایدن فضاالهی.

ناهید مسلمی بازیگر سریال شهرزاد و همچنین مصاحبه جالبش

تصاویر ناهید مسلمی

 

بعد از آن تجربیاتی که بدست آوردید اولین کار تئاترتان با چه کسی بود؟

من صبح‌ها در هلال احمر به عنوان مترجم کار می‌کردم و همچنین بعد ازظهرها می‌رفتم کلاس‌های آناهیتا بعد از ۵ سال شمسی متوجه شدم من اصلا اهل کار اداری و همچنین صبح تا عصر رفتن نیستم و همچنین جهت همین استعفا دادم.

 

شک نکردید؟
به هیچ وجه. همه سرزنشم کردند که آن آب باریکه را نگه‌دار بازنشستگی دارد و همچنین جهت تو خوب می باشد ولی من قبول نکردم.

 

پس آب باریکه را قطع کردید.
بله و همچنین پشیمان هم نشدم. احساس می‌کردم که روحم به چیز غیره ای احتیاج دارد و همچنین تا هم اکنون هم پشیمان نشدم. در آناهیتا دیدن کردن و نمایش”هایتی” را با زنده یاد مصطفی اسکویی کار کردیم ولی هرگز اجرا نکردیم ولی باید توجه داشت بعد از آن هم اولین کارم با بهزاد فراهانی بود ” مریم و همچنین مرداویج” که در سال شمسی ۶۵ اجرا شد.

 

چه نقشی داشتید؟
من خیلی نقشم زیاد بود… یه سیاهی لشکر به مقدار و اندازه نوک انگشت و همچنین اصلا حرف هم نمی‌زدم . تنها و فقط یک طبق‌هایی را حمل می‌کردیم ولی قبل از آنکه “مریم و همچنین مرداویج” را بگویم از خانم اسکویی بایستی و حتما حرف بزنم من یک مدتی هم کلاس‌های بانو مهین اسکویی رفتم که خیلی برایم مفید بود.

 

پس هر کجا که نفس تئاتری در آن هم دمیده می‍‌شد تو در آنجا بودید.
بله کلاس‌های ایشان فوق‌العاده بود و همچنین او یک متنی را به دست گرفته بود از نویسنده اسپانیایی بیرو بریخو به اسم “تاریکی‌های سرگشتگی” که قرار بود آن هم را اجرا کنیم. زمان مدیریت علی منتظری بود که امیدوارم هر کجا خواهند بود زنده باشند زیرا و به درستی که سال شمسی‌هایی خیلی خوبی بود.

 

حدود چه سالی؟
سال شمسی ۶۵٫ تئاتر را ایشان در آن هم سال شمسی‌ها آباد کردند و همچنین خیلی از بچه‌ها استخدام اداره تئاتر شدند . منتظری اجازه دادند که خانم اسکویی کار را به صحنه ببرد. همه چیز آماده بود حتی لباس‌ها ولی متاسفانه نه خانم اسکویی و همچنین نه هیچ کدام از بچه‌ها به آرزویمان نرسیدیم و همچنین اجازه ندادند کار به روی صحنه برود.

 

تا هم اکنون دو تا افسوس در آن مصاحبه شنیدیم یکی کلاس‌های آقای خسروی و همچنین یکی اجرای بانو اسکویی امیدواریم تا آخر مصاحبه دیگر افسوس نشنویم.
امیدوارم ولی باید توجه داشت من فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنم که نه تنها من بلکه همه جامعه تئاتری در آن ۳۵ سال شمسی آن افسوس را خواهند خورد که از خانم اسکویی هیچ کاری دیده نشد.

 

امیدوارم آن افسوس‌ها پس نتیجه آن می شود که داشته باشد. افسوس موقعی می‌تواند فایده داشته باشد که به پس نتیجه آن می شود که برسد ولی افسوس پشت افسوس تنها و فقط کدری و همچنین سیاهی به دنبال دارد. برویم سراغ آن که در زندگی تئاتری تو چه چیزهایی مانع بود و همچنین چه چیزهایی پیش برنده بود؟
بعد از کار بهزاد فراهانی آنکه آقای قطب‌الدین صادقی به من اعتماد کردند و همچنین در دیدن کردن و نمایش “مده آ” یک نقش حرفه‌ای درست و همچنین حسابی به من دادند. در سال شمسی ۶۷ که شهین علیزاده “مده آ” را کار می‌کرد و همچنین من نقش دایه را بازی می‌کردم.

 

بله پوستر زیبایی هم دارد.
بله خیلی کار زیبایی بود آنهم در آن هم سال شمسی‌های سخت که بازیگری مثل مده‌آ با لباس بنفش روی صحنه غلت می‌زد. روزنامه‌ها خیلی آن دیدن کردن و نمایش را کوبیدند..

 

به خاطر رنگ بنفش؟
نه تنها بنفش،بلکه مده آ با زمین عشق بازی می‌کرد و همچنین آن در آن هم سال شمسی‌ها اصلا قابل قبول نبود.

 

پس حواس‌مان به رنگ بنفش و همچنین عشق بازی باشد؟
پیشنهاد آقای صادقی به من اعتماد به نفس داد و همچنین در واقع از آنجا زندگی تئاتری من شروع شد. کار خیلی سختی بود و همچنین من به قولی فولاد آبدیده شدم. مرتب “مده آ” دایه را به زمین می‌زد و همچنین گلویش را می‌فشرد زمستان هم بود و همچنین زیرا و به درستی که اولین کار حرفه‌ای من بود خیلی برایم سخت بود ولی آن هم باعث شد که من اراده و تصمیم راسخ صدر صد خود را بگیرم و همچنین به خودم بگویم من در آن کار می‌مانم با تمام مشقتی که دارد..

 

و همچنین عشقی که هست و همچنین تمام عزتی که بعد از آن هم بوجود می‌آید… حالا بعد از آن همه اولین‌ها..می‌خواهم از اولین مخالفت‌ها بشنوم. داشتید؟
خانواده ما پدر سالاری بود و همچنین خوشبختانه از آنجایی که پدرم مرد روشنی بود اصلا مخالفتی با تئاتر نداشت. منزل و خانه ما دو طبقه بود و همچنین یک طبقه خالی داشت. پدر ما آنجا را در اختیار من قرار داد و همچنین من با بچه‌های تئاتر آنجا تمرین داشتیم. یعنی در زمان جنگ ما اصلا بیکار نبودیم و همچنین دائما با بچه‌های تئاتر آنجا تمرین می‌کردیم.

 

بار دیگر برگردیم سر سن و همچنین سال شمسی که می‌گویند خانم‌ها حساس‌ خواهند بود و همچنین البته من و همچنین تو اصلا حساس نیستیم. چند سالگی کار تئاتر شروع کردید؟
۲۸سالگی و همچنین هنوز هم مجرد بودم. ولی پدرم به من اعتماد داشت و همچنین می‌دانست که ما کار فرهنگی می‌کنیم. اصلا نمی‌آمد بالا ببیند ما چکار می‌کنیم. ما مرتب تمرین می‌کردیم. کارهایی را که اجازه اجرا به ما نمی‌دادند در منزل و خانه‌های پهناور و بزرگ‌تر اجرا می‌کردیم . اساتید را دعوت می‌کردیم منزل و خانه‌هامان مثل خانواده اسکویی، بهزاد فراهانی، دکتر صادقی و همچنین آنها در مورد کارمان نظر می‌دادند.

ناهید مسلمی بازیگر سریال شهرزاد و همچنین مصاحبه جالبش

بیوگرافی ناهید مسلمی

 

اولین تشویق تو کی بود؟ تشویقی که به دلتان چسبیده باشد.

آقای صادقی خیلی به من اعتماد به نفس داد هنگام و زمانی که در “مده آ” کار می‌کردم بازیگر نقش اولش خیلی حرفه‌ای بود و همچنین سال شمسی‌ها کار کرده بود. ولی من تجربه اولم بود. آقای صادقی یک روز به او گفت مواظب باش ناهید دارد بازی تو را می‌خورد. من آن هم جا قلبم تکان خورد و همچنین خیلی برام مهم بود که دکتر صادقی آن حرف را زد.

پس اولین تشویق را در تئاتر و همچنین از خود کارگردان گرفتید.
بله ولی هیچ وقت خانواده من نمی‌آمدند کار تئاتر من را ببینند. با آنکه پدرم با کار من مخالف نبود ولی هیچ وقت نمی‌آمد کار مرا ببینند و همچنین مانع هم نمی‌شدند.

از اولین ترسهایتان هم بگوئید.
وای. من اولین باری که در آناهیتا به شکل حرفه‌ای دیدن کردن و نمایش “هائیتی” را اجرا کردم. یکی از دندان‌هایم به شکل وحشتناکی تیر کشید. حس کردم ترسم دارد اینطوری خودش را نشان می‌دهد.

هم اکنون آن هم دندان با تو هست؟
نه دندان عقل بود.

من می‌خواستم از اولین اراده و تصمیم راسخ بپرسم که جواب دادید هنگام و زمانی که که کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل خوبی داشتید و همچنین آن آب باریکه رو قطع کردید به هوای یک رود. رودی که می‌پیوندد به دریا …
آن دریا دائما برایم زیبا و همچنین دوست داشتنی و جذاب می باشد و همچنین امیدوارم هیچ وقت قطع نشود.

قطعا نمی‌می شود دریا اسمش رویش می باشد. برویم سراغ اولین دستمزد تئاتری که گرفتید.
اولین دستمزدم”مریم و همچنین مرداویج” بود که آقای فراهانی ما را به منزل و خانه‌شان دعوت کردند به شام و همچنین ۸هزار تومان بود.

جهت آن هم نقش کوچکی که بازی کردید؟ پس ۸هزار تومان خوب بوده.
دومین۱۳تومان جهت “مده آ” بود.

کم نبوده جهت آن هم نقشی که آنقدر سخت بود؟
خب آن هم موقع کارگردان‌ها اراده و تصمیم راسخ می‌گرفتند.

نمی دانم آن سئوال جواب دارد یا نه ..اولین دلسردی تو در تئاتر چه بود؟
هرگز دلسرد نشدم. ولی باید توجه داشت توی ذوقم خورده می باشد. از آنکه گاهی اوقات زحمت می‌کشیدیم ۲ یا ۳ ماه کار می‌کردیم ولی در بازبینی کار ما را رد کردند. یا آنکه کاری در جشنواره ۲ اجرا رفته ولی اجرای عموم به ما ندادند. با سلیقه‌های خاص و همچنین فردی یا شخصی. آن سئوال دائما جهت من بوده که چرا آن کار را با ما تئاتری‌ها می‌کنند؟ در صورتی که ما اینقدر بی مزد و همچنین بی منت کار می‌کنیم لااقل در جاهایی بگذارند آن زحمات ما دیده بشود. بخصوص جهت نمایشی که به نام ” نورگیر” کار کردیم باز هم از “بویرو بویرخو” بود کاری بود که اصلا ربطی به ایران نداشت و همچنین ما دوسال پیش آنرا در جشنواره فجر کار کردیم. هوشنگ قوانلو هم حتی کاندید بازیگری شد ولی باید توجه داشت به ما اجرای عموم ندادند و همچنین آن خیلی توی ذوق بچه‌ها خورد من که سی سال شمسی تجربه داشتم و همچنین آن چیزها را دیده بودم ولی جهت اشکان خیل‌نژاد که کارگردان جوانی بود و همچنین آقای قوانلو که بعد از سال شمسی‌‍ها کاندید شده بود و همچنین می‌توانسته بود در آن کار دیده می شود اجازه اجرای عموم به ما ندادند و همچنین گفتند آن کار سیاه‌نمایی دارد.

توی جشنواره متوجه نشده بودند که سیاه می باشد؟
چرا حتما متوجه شده بودند ولی باید توجه داشت می‌خواستند پز آن را بدهند که ما در جشنواره کار خارجی هم به صحنه می‌بریم…آنهم از یک نویسنده اسپانیایی.

من نظر دارم خدای تئاتر جای حق نشسته و همچنین یک روز بایستی و حتما آن‌ها جواب بدهند. سئوالی می‌خواهم بپرسم که شاید کلیشه‌ای باشد ولی جذاب و جالب می باشد. آنکه بازیگر مورد علاقه تو زن، مرد، ایرانی و همچنین خارجی ، تئاتر و همچنین سینما چه کسی می باشد؟
آره خیلی کلیشه‌ای می باشد و همچنین من هیچ وقت عمیقا به آن هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نکردم ولی در ایران فاطمه معتمد آریا را خیلی دوست دارم و همچنین هرگز قسمت نشده افتخار همکاری با او را داشته باشم . تنها و فقط یک بار می‌خواستم در کار محمد رضا هنرمند ” آشپز باشی” کنار آنها باشم که آقای هنرمند گفت جهت آن نقش خیلی جوانی و همچنین خانم ملکه رنجبر را جای من گذاشتند. از خارجی‌ها مریل استریپ..

و همچنین از آقایون؟ تعارف نکنید.
نه من اصلا اهل تعارف نیستم. با وحید آقاپور کار کرده ام خیلی دوستش داشتم هم اخلاق حرف‌ای و همچنین هم بازی‌اش عالی می باشد. علی سرابی هم بازیگر خوبی می باشد.

یه سوال دیگرهم دارم که شاید کلیشه‌ای باشد ولی باید توجه داشت جهت من خیلی مهم می باشد در صورتی که برگردیم به زمانی که اصلا تئاتری وجود ندارد تو فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنید زندگی‌تان چه مدلی بود؟

آن سئوال کلیشه‌ای نیست جهت من جدید و تو و تازه می باشد و همچنین هیچ وقت به آن هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نکردم. ولی اصلا اهل زندگی روتین نیستم..زیرا و به درستی که که پدرم اصلا موافق ازدواج کردن ما نبود و همچنین دائما می‌گفت دخترهای من اصلا ازدواج نمی‌کنند یا در صورتی که هم بکنند دیر… و همچنین آن اتفاق جهت من و همچنین خواهرم افتاد ..آن آویزه گوش ما شده بود و همچنین ما هیچ وقت در پی زندگی خانوادگی نبودیم..بچه‌دار شدن و همچنین پخت و پز و آشپزی و همچنین ..مبل و همچنین پرده ..هم اکنون هم در صورتی که بیائید منزل ما می بینید که چقدر ساده می باشد. نمی‌دانم شاید مثل دختر عموها و همچنین پسر عموها یک زندگی روتین داشتم.

 

یعنی اصلا زندگی بدون تئاتر را نمی‌توانید تصور کنید؟
به هیچ وجه. تئاتر آنقدر برایم انگیزه‌اش قوی می باشد و همچنین انقدر برایم مهم می باشد.

 

یه سئوال صبری بپرسم؟ در صورتی که همین امروز بدون هیچ دلیلی ممنوع الکار بشوید و همچنین کسی نگوید چرا.. آن اتفاقی می باشد که جهت همکاران ما اتفاق افتاده و همچنین کسی هم نمی‌پرسد چرا.. خیلی معمولی با آن اتفاق برخورد می‌می شود..می‌خواهم بپرسم چه بلایی سر یک هنرمند می‌آید هنگام و زمانی که می نامند نمی‌تواند بازی کند؟
خیلی سئوال تلخی می باشد جهت من مساوی با مردن و مرگ می باشد. در صورتی که نگذارند بازی کنم و همچنین بروم ببینم بچه‌ها روی صحنه بازی می‌کنند…تا حالا شده رفتم یک تئاتری را دیدم و همچنین گفتم خدایا کاش من جای آن هم بازیگر روی صحنه باشم. ولی در صورتی که نتوانم کلا بازی کنم می‌میرم. ولی بدبین نبودم به آن سئوال فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن نکردم ولی باید توجه داشت بعضی از دوستانمان آن اتفاق برایشان افتاده و همچنین همه سکوت نموده اند. ما عزیزانی داریم که تنها و فقط یک نامه برایشان رد شده که ممنوع الکار شده و همچنین اصلا خود طرف خبر نداشته می باشد و همچنین دیگر نتوانسته در تئاتر و همچنین سینما کار کند. جهت یکی از بچه‌های رادیو آن اتفاق افتاد. چیز ویژه ای هم نخواسته بود تنها و فقط گفته بود پول مرا کمی زودتر بدهید. زیرا و به درستی که اخیرا همه‌اش می‌گویند پول نیست پول نیست…با او خیلی بد برخورد کردند و همچنین ممنوع الکار شد.. من به بچه‌ها گفتم در صورتی که خواستید عکس العملی انجام بدهید یا نامه‌ای بدهید من هستم.

 

آفرین.
خب معلوم می باشد که آن کار را می‌کنم چرا که ممکن می باشد آن اتفاق جهت من هم بیافتد.

 

بله بعضی‌ها می نامند جهت غیره ای آن اتفاق افتاده ما که داریم کار خودمان را می‌کنیم.
نه هرگز آن روش نیست. جهت آن که ما یک صنف هستیم و همچنین جهت هرکس ممکن می باشد آن اتفاق بیافتد. ولی در کل من در صورتی که خیلی پیر شوم و همچنین دیگر نتوانم بازی کنم دوست دارم قاب‌هایی با گل خشک درست کنم و همچنین به دیگران هدیه دهم.

ناهید مسلمی و همچنین دخترش شیدا خلیق

بعد از آن سئوال تلخ بپردازیم به یک سئوال شیرین که اتفاقا با شین هم شروع می می شود…شیدا..

 

از شیدا برایمان بگوئید از بازیگری که تو تحویل جامعه تئاتر دادید.
برایم سخت می باشد کمی صبر کنید…آن اصلا چیز تلخی نبود اشک‌هایم اشک شوق و همچنین اشک رنج می باشد…من دائما از خداوند تبارک و تعالی خواسته بودم که یک دختر داشته باشم و همچنین خداوند تبارک و تعالی آن لطف را در حق من کرد و همچنین به من یک دختر داد . زندگی خوبی نداشتم به خاطر همین اشکم در آمد زیرا و به درستی که خیلی شیدا را به سختی پهناور و بزرگ کردم به تنهایی.. و همچنین خداوند تبارک و تعالی رو شکر هم اکنون آن هم چیزی که خواستم شده می باشد اصلا اجبارش نکردم که به سمت کار هنری بیاید زیرا و به درستی که می‌دانستم که سخت می باشد بخصوص تئاتر. از زمانی که به دنیا آمد تا سه سالگی در کنارش بودم و همچنین سه سال شمسی کار نکردم بعد از آن هم او را با خودم همه جا بردم. اصلا در پشت صحنه تئاتر پهناور و بزرگ شد. بعد در آن هم سنین بود که با دکتر صادقی کار می‌کردم و همچنین می‌گفت بیا به شیدا نقش بدهیم و همچنین من می‌گفتم دکتر، شیدا خیلی کوچک می باشد و همچنین من دلم نمی‌آید.یا در “جنایت و همچنین مکافات” آقای شهرستانی گفت اجازه بده به شیدا نقش بدهیم ولی من قبول نمی‌کردم زیرا و به درستی که او خیلی بچه بود. بعد دیگر در ۷ سالگی نادربرهانی مرند دیدن کردن و نمایش “چیستا” را کار کرد و همچنین یک نقش دختر عقب افتاده را داشت و همچنین از من خواست شیدا آن هم را بازی کند که الهام پاوه نژاد هم نقش اصلی را داشت دیالوگ نداشت ولی بایستی و حتما نقش دختر عقب افتاده را بازی می‌کرد.

 

 

شیدا زیرا و به درستی که در پشت صحنه با من بود هنگام و زمانی که به منزل و خانه برمی گشتیم تمام نقش‌هایی را که دیده بود در منزل و خانه بازی می‌کرد. تمام نقش‌ها و همچنین دیالوگ‌ها را حفظ بود. جهت همین احساس کردم استعدادش را دارد اصلا دوست نداشتم اجباری در کار باشد. می‌خواستم برایش شعر شاملو یا حافظ بخوانم بعد احساس کردم خودش پهناور و بزرگ می‌می شود و همچنین همه آن‌ها را یاد می‌گیرد ولی او زیرا و به درستی که در محیط تئاتری پهناور و بزرگ شده بود خیلی عاقل‌تر از سنش رفتار می‌کرد با بچه‌های همسن خودش تفاوت داشت تا آنکه در کارهایی کوچک بازی کرد در کار حمید امجد “زائر”؛ دو نقش داشت که موفق بود. در “تولیدی عروس خانم” بازی کرد. ۵ روز به اجرا بازیگر اصلی رفت و همچنین شیدا زیرا و به درستی که از مدرسه به پشت صحنه می آمد و همچنین مشق‌هایش را در آنجا می‌نوشت همه نقش‌ها را حفظ بود. هنگام و زمانی که بازیگر اصلی رفت کارگردان گفت اجازه بده نقش را به شیدا بدهیم او آن هم موقع ۱۳سالش بود نقش را خیلی خوب بازی کرد و همچنین جایزه ویژه بازیگری را گرفت و همچنین دیگر در آن خط افتاد. تا هم اکنون هم رزومه خوبی دارد.

 

خوشحالم از آن جهت که شیدا هدفش را از آن سن پیدا کرده می باشد و همچنین آن جهت یک مادر خیلی مهم می باشد که دختر جوانش در آن روزگاری که بچه‌ها بی‌هدف خواهند بود هدف خود را بشناسد. یعنی در صورتی که روزی سرم را بگذارم و همچنین بمیرم شیدا هدفمند می باشد و همچنین می‌دانم مسیر زندگی‌اش چیست..

 

اولین باری که با هم همبازی شدید کی بود؟
خیلی لذت قسمت و بخش می باشد. اولین بار آن هم “زائر” حمید امجد بود که شیدا ۱۰ ساله بود و همچنین می‌نشست صحنه را نقاشی می‌کرد. آقای حمید امجد هم خودش بچه نداشت و همچنین آن‌ها برایش خیلی دوست داشتنی و جذاب بود همه کتاب‌هایش را به شیدا هدیه کرد و همچنین دو تا نقش هم به شیدا داد. شیدا کوچک بود و همچنین افشین هاشمی نقش پدرش را داشت. نمایشی بود که دو ساعت نباید هیچ بازیگری از صحنه بیرون می‌رفت شیدا دستشویی‌اش می‌گرفت و همچنین افشین هاشمی یواشکی او را از صحنه رد می‌کرد. بعد آن هم “تولیدی عروس خانم” و همچنین “یه حبه قند” و همچنین کارهای بسیاری با هم انجام دادیم.

Like

Like Love Haha Wow Sad Angry

مصاحبه با ناهید مسلمی بازیگر شهرزاد و همچنین دخترش در تاریخ ۱ June 2016 | 10:39 pm نشر یافته شده شده می باشد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

Greeting-_banner-_Shahab-Hosseini-_in-_his_-hometown.jpg

بنر تبریک به شهاب حسینی در جلوی درب منزلش + عکس

بنر تبریک به شهاب حسینی در جلوی درب منزلش + عکس |بنر تبریک به شهاب ...

تصاویری از سریال علی البدل که جهت ماه رمضان آماده می می شود

تصاویری از سریال علی البدل که جهت ماه رمضان آماده می می شود |تصاویری از ...

کتک خوردن همسر جانی دپ و همچنین دلیل طلاقش

کتک خوردن همسر جانی دپ و همچنین دلیل طلاقش |کتک خوردن همسر جانی دپ و ...